خلاصه داستان
دون ویتو کورلئونه رییس خانواده مافیایی کورلئونه است. او در نیویورک زندگی میکند و به علت کمکهایش به مهاجرین ایتالیایی، به پدرخوانده شهرت دارد. دون راه و رسم مافیا بودن را به خوبی میداند. او با کسانی که دست دوستی به سویش دراز کنند، دوست؛ و با کسانی که با او دشمنی کنند، دشمن است. در مراسم عروسی دخترش کانی به درخواستهای اطرافیانش گوش میدهد تا مشکل آنها را برطرف کند. یکی از این درخواستها را پسرخواندهاش جانی فونتِین بیان میکند. جانی خواننده مشهوری است و میخواهد در فیلمی به ریاست ولتز ایفای نقش کند. برای همین از پدرخوانده درخواست میکند با ولتز مذاکره کند. از طرفی مایک پسر کوچک خانواده دوره خدمتش در جنگ جهانی دوم به پایان رسیده و به جشن عروسی آمده است...
- کارگردان
- فرانسیس فورد کاپولا







دیدگاهها