خلاصه داستان
یک روز پرتلاطم از زندگی استیو، مدیرِ یک مدرسهی «فرصت آخر» برای پسران، از صبح تا شب وا میرود. مدرسه در آستانهی تعطیلی است و او بین جلسهها، زدوخوردهای حیاط و ضبطصوتی که برای جمعوجور کردن ذهنش روشن میکند، میدود. «شای»، دانشآموزی که زخمهایش سرِ باز کرده، استیو را وادار میکند از دفتر بیرون بیاید و کنار بچهها بایستد. آن روز، باید بین حفظِ ظاهرِ نظم و دیدنِ حقیقتِ این بچهها انتخاب کند و تکلیفش را با خودش روشن...
- کارگردان
- ریچل بی جونز







دیدگاهها