قسمتها
خلاصه داستان
بامداد روزی که شهر از نفس افتاده، یک گروهِ کوچک از قهرمانانِ جوان از میان منطقههای قرنطینه راه میافتند تا منبع آلودگی را پیدا کنند. در هر ایستگاه، با نسخههای آلودهی همان قهرمانهایی روبهرو میشوند که روزی الگویشان بودند و حالا فقط غریزهی بقا مانده. رادیویی خاموشروشن، آنها را به آزمایشگاهی در حاشیهی ساحل میکشاند؛ جایی که درمان و فاجعه یک درِ مشترک دارند. تا طلوع، باید تصمیم بگیرند کدام عهد را نگه دارند...





دیدگاهها